چرا روایت می کنیم؟

شهروندان با رفت و آمدهای روزمره نسبت به شهر خود خیابان ها و ویترین هایش دچار عادت و تکرار می شوند، نه تنها انتظار هیچ جلوه ی جدیدی از شهر ندارند، بلکه در جستجویش هم نیستند. شگفتی ­هایش را نمی بینند همیشه از یک راه می روند همیشه از یک جا خرید می کنند و کمتر به خود اجازه تغییر مسیر برای کشف تازه ها می دهند و به این ترتیب همیشه در یک بی خبری به سر می برند و شناخت شان از ویژگی های شهرشان به آنچه که از قبل می دانستند محدود باقی می ماند.

دلیلش هر چیزی می تواند باشد شتاب زدگی، ترس از ناشناخته ها و حتی ضیق وقت اما فقط کافی است کمی متفاوت ببینیم و کمی متفاوت عمل کنیم آن وقت است که شهر به نقشه ی گنجِ هیجان انگیز و مفرحی تبدیل خواهد شد که هر روز چیز جدیدی برای کشف کردن دارد. این ها همه منجر شده است تا ما از جایی که هستیم، شروع به خواندنِ دوباره نقشه شهرمان کنیم و از کشف های جدیدمان لذت ببریم. به همین جهت از شما نیز دعوت می کنیم که شهر خود را دِگر گونه ببینید و تجربه کنید و اگر مشتاق بودید با ما به تماشای اردبیل بنشینید.

شمس تبریزی؛

«… هیچ زیبایی ای در این دنیا ماندگار نیست. شهرها بر ستون های معنویت است که پابرجا می مانند. قلوب ساکنانشان را منعکس می کنند، مانند آینه های غول آسا. اگر آن دل ها بسته شوند یا سیاه شوند، شهرها هم جاذبه شان را از دست می دهند. بسیار شهرها این گونه از میان رفته اند، بسیار شهرهای دیگر هم از میان خواهند رفت.»

ملت عشق- الیف شافاک، نویسنده

سناریوهای شهری

ما معتقدیم سلسله مراتب و زاویه دید در تجربه ی شهر و خوانش آن بسیار مهم است. از کجا به تماشا ایستادن و یا کجا به عقب برگشتن و نگریستن،  ویووهایی که تا در نقطه و زاویه ای خاص نایستی، با یک سر بلند نکردن خود را به تو نشان نمی دهند و کشف نشده باقی می مانند حتی صداهایی که در شهر، زنده هستند و هیچ گاه به گوشِ تو نمی­ رسند.  از این رو نگاه و احساس خودمان را از تجربه لذت بخش شهری با سناریوهایی مثل یک فیلم با شما شریک می شویم.

از جایی که ما ایستاده ایم شروع کنید تا هم قدم شده و این لذت را با هم شریک شویم.

از شهیدگاه تا مارتا

فرقی نمی کند اهل شهر اردبیل باشی یا نه، به گمانم از شیخ صفی بسیار شنیده ای، فقط امیدوارم که تا بحال به دیدارش نرفته باشی، چرا که باید طی طریق کنی تا آماده ی ملاقاتِ شیخِ صوفی شوی. پارکِ مقابلِ مصلیِ شهر، شروعِ آداب دانیِ ماست پس اگر مردِ رهی… .

آسمان گردی در زمین اردبیل

آگاه باش که این سناریو لامکان است. سر به پیشانی آسمان بِسای، چشم ببند و با اندیشه ات پرواز کن.